السيد الطباطبائي
466
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
روى اين جغرافى بندى خيالى مانورها دادند ، به حدى كه اصل سرچشم « امر » به معنى قرآنى و اهل بيتى ، در عرصه انديشه و علم ، مدفون گشت . علامه طباطبائى مى فرمايد : معانى الفاظ ، اعتبارى هستند ، و اعتباريات وجود حقيقى ندارند تا كلمه مخلوق بر آن ها صدق كند . اما : 1 - در مسئل بزرگ « آيا قرآن ازلى است يا مخلوق » كه به يك جنجال بزرگ تبديل شده بود ، هيچ كسى با لفظ و الفاظ ، كارى نداشت . همه مى دانستند كه الفاظ ، ابزارى براى ارائه معنى هستند . تورات اصلى ( نه تحريفى ) با الفاظ زبان عبرى آمده بود و قرآن با الفاظ و زبان عربى ، و هر دو يعنى هم تورات و هم قرآن ، موضوع آن مباحثات جنجالى بودند . عدّه اى مى گفتند : خدا ازلى است پس كلامش نيز ازلى است . 2 - و همچنين است صوت ؛ كسى كه كر و لال است نه صوتى را مى شنود و نه لفظى را . معانى اى را كه در ذهن دارد با اشارات ، ابراز مىكند . بنابراين ، آنان كه در اين مباحثات مى گفتند « قرآن » مرادشان قرآن لفظى ، قرآن صوتى و شفاهى ، نبود و اساساً آنان اين قبيل قرآن ها را عكس و تصوير قرآن مى دانستند نه خود قرآن . خود قرآن كه معانى نظاممند و سازمانمند است ، موضوع بحث شان بود كه آيا آن مخلوق است يا نه . 3 - علامه طباطبائى بايد به اين پرسش جواب مى داد كه اين « خود قرآن » وجود واقعى دارد يا وجودش اعتبارى است ؟ - ؟ اگر اعتبارى باشد ، فرمايش ايشان درست است . اما بديهى است كه معانى نظاممند حتى در ذهن انسان ها نيز يك وجود واقعى و حقيقى دارد . معانى همين چند سطر كه ايشان در اين پاورقى آورده اند ، آيا در ذهن شان واقعاً و حقيقتاً وجود نداشته اند ؟ كه با اين الفاظ و اصوات كه هر لفظ بر يك معنائى به طور قرار دادى دلالت مىكند ، معنى نظاممند موجود در ذهن شان را ابراز كرده اند .